تبليغاتX
........................

........................

......................

فقط قرمز-لیورپول-پرسپولیس-تراکتور

چرا قرمز ها بیشتر پیروز میشن؟

محققان دانشگاه مانستر با انجام آزمایشهایی دریافتند تیمهای ورزشی که بازیکنان آن رنگ قرمز به تن می کنند تاثیر بیشتری بر روی رقبای خود گذاشته و رقبا آنها را قدرتمند و سلطه گر می بینند در حالی که این رنگ می تواند حس اعتماد به نفس را به بازیکن القا کند. 
محققان اعلام کردند افرادی که از بلوز، کت و یا پوششهای قرمز رنگ استفاده می کنند می توانند در هر رقابتی که تیم رقیب لباسی به رنگ متفاوت به تن داشته باشد 10 درصد امتیاز بیشتری به خود اختصاص دهند.

متخصصان معتقدند رنگ قرمز می تواند به فرد یا گروه حس اعتماد به نفس بیشتر را القا کرده و در عین حال حس سلطه گری و قدرت را در دیگران نسبت به آنها برانگیزد. این یافته می تواند توضیحی بر موفقیتهای بیشتر تیمهای منچستر یونایتد، آرسنال و لیورپول باشد. به بیانی دیگر این نتایج می تواند نشان دهد رنگ قرمز باعث ایجاد اعتماد به نفس بیشتری در میان تیمهای موفق و قرمز رنگ به وجود می آورد. منچستر و لیورپول در حال حاضر رکورد قهرمانی 18 لیگ را به ثبت رسانده اند در حالی که تیم آرسنال نسبت به تیمهای دیگر تا کنون سیر موفقیت بدون نقصی را در پیش رو داشته است.

این مطالعات توسط روانشناسان ورزشی دانشگاه مانستر آلمان انجام گرفته است. این محققان فیلم رقابت دو تکواندو کار را با لباسهای قرمز و آبی به 42 داوطلب نشان دادند. سپس رنگها در این فیلم توسط نرم افزارهای ویرایشی تعویض شدند و فیلم مجددا برای داوطلبان پخش شد. نتایج نشان داد تکواندو کاری که در فیلم رنگ قرمز به تن داشته است 13 درصد امتیاز بیشتر از داوطلبان دریافت کرده است.

بر اساس گزارش تلگراف، در سال 2004 محققان دانشگاه دارهام نیز مطالعاتی را بر روی تاثیر رنگها بر روی رقابتهای ورزشی انجام دادند. تحلیل بر روی رقابتهای رزمی المپیک مانند بوکس و تکواندو نشان داد نزدیک به 55 درصد از برندگان این رقابتها رنگ قرمز به تن داشته اند. محققان معتقدند این نتایج شواهد آزمایشگاهی قابل قبولی بر تاثیرات منفی رنگ قرمز بر روی رقبا و افزایش اعتماد به نفس در فردی که قرمز را به تن دارد به شمار می روند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 15:5  توسط ساسان  | 

چندین سال قبل مرحوم استاد نادر ابراهیمی بعد از تحقیقات مفصل «ادبیاتی - جامعه‌شناختی» صراحتا نظرشان را در مورد هجوهای ناجوانمردانه‌ای که به اسم «جوک» در میان ایرانیان رواج پیدا کرده و در آنها قومیتی خاص مورد تمسخر سایر اقوام ایرانی قرار می‌گیرند، بیان کردند. انتشار نتایج این تحقیق برای متفکران بسیار ناراحت‌کننده و صد‌البته تکان‌دهنده بود.
به اعتقاد ایشان ردپای دشمنان این مرز و بوم، آنهایی که حیات ناچیز و بی‌ارزش خود را در گرو اختلافات میان قوم‌های ایرانی و عدم اتحاد این ملت بزرگوار و توانا می‌بینند، به راحتی قابل مشاهده است و جالب آنکه دشمنان اتحاد اقوام متعددی که تحت پرچم مقدس سه رنگ ایران و در صلح کامل در کنار یکدیگر زندگی و تعامل می‌کنند، با رندی و زرنگی خاص و سیاتمدارانه‌ای، هجوهای جوک‌گونه‌شان را مهندسی کرده‌اند! با خودمان که تعارف نداریم، داریم؟ پس بگذارید یک‌بار هم که شده، بدون توجه به خطوط قرمز بیهوده‌ای که فقط دست نگارندگان را بسته و اجازه پرداختن به اصل را به آنها نمی‌دهند، به واقعیت و اصل ماجرا بیندیشیم. مخوای مفهومی نتایج تحقیق استاد چنین بود: تا به حال پیش خودتان فکر کرده بودید که چرا اکثر قریب به اتفاق این اراجیف به ظاهر خنده‌دار، پیرامون آذری زبان‌ها - یا در گویش عام ترک‌ها! - ساخته می‌شوند؟ برای پاسخ به این سوال کافی است یک‌بار نقشه زیبای وطن را در ذهنتان مجسم کنید. گربه‌ای که موقرانه و آرام روی خلیج همیشه فارس و دریای عمان لم داده و به شما می‌نگرد، «سری» دارد که از قضا دیار سرداران ملی و شجاعی چون ستارخان و باقرخان است. دیار مردمی غیور، خونگرم و بسیار هوشمند که اتفاقا به زبان ترکی صحبت می‌کنند. استثمارگران که نقش ترک‌ها را در قیام مشروطه به چشم دیده بودند، سعی کردند به نوعی بین اهالی این دیار و سایر مردم ایران تفرقه ایجاد کنند تا با استفاده از این تفرقه ملی و کینه‌ای که آذری‌ها از سایر مردم ایران - خواسته یا ناخواسته - به دل می‌گیرند، در موقعیت و زمانی مناسب، (شاید با طرح مبحث «کشور مستقل آذربایجان بزرگ»!) با یک ضربه هوشیارانه و دقیق، سر گربه را از بدنش جدا کنند و کدام گربه را سراغ دارید که بدون سر تواند زیست که گربه به اصیل ایرانی دومی‌اش باشد؟!
حکایت مردم غیرتمند گیلان هم چیزی شبیه به این است. استثمار می‌داند که بعد از جدا شدن احتمالی خطه سرسبز شمال از کشور ایران، تامین مواد غذایی برای همه مردم ما مشکل و حتی غیر‌ممکن خواهد شد و از همین دست اقوامی چون کرد و لر و عرب و بلوچ! چنین است که استثمارگران با ساخت و رواج هجوهایی خنده‌دار در بین اقشار و اقوام مختلف ایرانی، زمینه را برای جداسازی ترک، فارس، لر، کرد، عرب، بلوچ و... از همدیگر فراهم کرده‌اند. چون وقتی دل‌ها از هم جدا شد، وقتی مردم قومی خاص احساس کردند که سهمشان از با این ملت بودن مسخره شدن و مورد مضحکه قرار گرفتن است، آن زمان که حس کردند دل سایرین با آنها نیست و دیگران آنها را از خود نمی‌دانند، به راحتی می‌توان جایگاه فعلی مرزها را هم عوض کرد. بدون جنگ و خونریزی! اگر جنگ‌ها و حکمرانان نادان در طول تاریخ از سرزمین‌های بی‌کران ایران، فقط گربه‌ای مفلوک بر جای گذاشته‌اند، امروز مردم ایران به دست و گویش خودشان زمینه را برای نابود شدن همین گربه کوچک هم فراهم می‌کنند و مگر استثمار چیزی جز این می‌خواهد؟! سرزمینی نفت‌خیز ولی بدون اتحاد قومی، یعنی بهترین جا برای چاپیده شدن!
* * *
اعضای کاروانی که تحت عنوان تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز راهی بوشهر شد، جداگانه و بدون هماهنگی با یکدیگر، از رفتار غیر‌دوستانه مردم و فوتبالدوستان این شهر گلایه داشتند و ناصر شفق مدیر‌عامل تراکتورسازی، بوشهری‌ها را به ناسزاگویی‌های قومی متهم کرده است!
فکر می‌کنید بوشهری‌ها ناگهان به فکرشان افتاد که به ترک‌ها توهین کنند؟ برای هر توهینی کینه‌ای لازم است، به نظر شما تخم این کینه که توهین‌ها را در پی داشته، چگونه در دل بوشهری‌های غیور که خود فرزندان رییس علی دلواری بزرگ بوده و به نوبه خود، سهم بزرگی را در استقلال این ملک داشته‌اند، کاشته شده است و چه کسی به آنها آموخته که می‌توان به هم وطن آذری زبان توهین کرد؟! امروز فوتبال پرده از کینه منحوسی که ناخواسته و ناخودآگاه، به دستور و خواست اجنبی و با دستان جاهل خود ما ایرانی‌ها، در دل‌هایمان کاشته شده، برداشته و به ما ثابت کرده که آن جوک‌ها که در ظاهر هم به هیچ وجه «بی‌ادبی» نبوده‌اند، چگونه ذهن، قلب، روح و روان ما را برای جدایی از هم و بدتر از آن حتی ایستادن در مقابل یکدیگر آماده کرده‌اند! به گونه‌ای که حتی فوتبالی که باید عاملی برای ایجاد دوستی و مودت میان مردم، اقوام و حتی ملل متفاوت - و حتی دشمن - باشد هم نه تنها نتوانسته کمکی به تلطیف فضا بکند که خود عاملی شده برای دشمنی‌های افزون و کینه‌های بیشتر!
تاسف‌انگیزتر آنکه این رخداد فاجعه‌گونه در شهر تیمی رخ می‌دهد که تحت نام «شاهین» پای به این رقابت‌ها گذاشته است. شاهینی که زمانی نماد مکتبی خاص و استوار بر سه پایه مرتب شده «اخلاق، درس و ورزش» بود، حالا با ورود به عرصه فوتبال حرفه‌ای، پایه‌گذار توهین‌های قومی درفوتبال ایران شده است! البته نگاهی عمیق‌تر به ما نشان خواهدداد که توهین‌های قومی اگرچه همزمان با حرفه‌ای شدن شاهین بوشهر، به استادیوم‌های وطنی آمده‌اند، اما علت بروز آنها نه حرفه‌ای شدن بوشهری‌ها که پای گذاشتن تبریزی‌ها به لیگ‌برتر بوده است. مغزهای جماعت ایرانی - متاسفانه - تحت تاثیر همان هزل‌ها و هجوهای سازماندهی شده، جدایی و تفاوت قوامی چون ترک، لر، کرد، گیلانی و... را باور کرده‌اند و این باور مسموم جبرا بالاخره روزی در حیطه و وادی فوتبال «هم» رخ عیان می‌کرد. اتفاقی که در بوشهر رخ داد، می‌توانست در هر نقطه دیگری از وطن هم رخ بدهد، چون مقصر اصلی نه مردم بوشهر و نه شاهین بوشهر بلکه مایی هستیم که به راحتی سکان فکر و ذهنمان را به دست استثمارگران سپردیم و هم‌وطنان را به چند لحظه خندیدن فروختیم!

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 14:10  توسط ساسان  | 

کاپیتان کریم

کریم باقری روز پنجشنبه برای هشتادو هفتمین بار بازوبند کاپیتانی سرخپوشان را بر بازو بست تا رکورددار کاپیتانی پرسپولیس در لیگ شود.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، کریم باقری در حالی   در میانه میدان می دود، شوت می‌زند، پاس می‌دهد، سر هم بازیانش فریاد می زند، ضربه سر می‌زند، تکل می رود، درگیر می‌شود، کارت می‌گیرد و ... که اگر کسی نداند  باور نمی‌کند این بازیکن متولد 1352/12/1 است.
کریم باقری بدون شک یکی از اسطور‌ه‌های باشگاه پرسپولیس است. زمانی‌که استانکو این بازیکن جوان را برای تیم ملی دعوت کرد و این بازیکن نیز از همان ابتدا با درخشش در تیم ملی و شم گلزنی بالائی که داشت خود را تثبیت کرد همگان ازحضور مدافعی قدرتمند و توانمند در خط دفاع ایران یاد می‌کردند. ولی اوج شکوفائی کریم به بازی های درخشانش در پرسپولیس و تیم ملی در خط هافبک باز می‌گردد. با حضور کریم در خط هافبک این بازیکن تولد دوباره‌ای یافت به طوریکه برای مدت‌ها خط هافبک تیم ملی را بیمه کرده و به رکوردهای جالبی نیز دست یافت. در سال 97 زمانی که بهترین‌های جهان از سوی مربیان دنیا انتخاب می شود سرمربی بولیویائی تیم ملی مالدیو در اظهار نظری جالب اشاره کرد:" تمام دنیا به دنبال بازیکنانی مانند رونالدو هستند زیرا در رسانه ها حضور پررنگی دارند ولی در ایران بازیکنی حضور دارد که شوت می زند، سر می زند، درگیر می شود، پاس می دهد و هر آنچه یک بازیکن باید داشته باشد دارد و آن شخصی نیست غیر از کریم باقری."
کریم باقری یکی از لژیونرهای موفق ما بود. وی در تیم آرمینا بیلفد به مقام کاپیتانی رسید و با کمک کریم تیم به بوندس‌لیگا  صعود کرد.
کریم در بازگشت به ایران علیرغم پیشنهادات خوبی که داشت بازهم پیراهن سرخ را بر تن کرد تا به یکی از بزرگترین بازیکنان این تیم تبدیل شود.
سوالی که همیشه برای تمامی فوتبال‌دوستان که از نزدیک با کریم آشنا نیستند بوجود می آید این است راز تداوم حضور و موفقیت کریم چیست؟
پاسخ این سوال بسیار ساده است. کریم در طول عمر ورزشی خود سالم زندگی کرده است. همین سلامت در زندگی است که کریم در سن 37 سالگی کماکان کاپیتان  دوست داشتنی و متعصب سرخپوشان است. 
                                                                                                        
 
کریم یکی از الگوهای خوب فوتبال برای جوانان است. این بازیکن با دوری جستن حاشیه‌ها در طول زندگی ورزشی خود به مانند یک ورزشکار واقعی زندگی کرده و به لحاظ فنی و اخلاقی همیشه زبانزد خاص و عام است.
به نقل از سایت رسمی باشگاه پرسپولیس
 
 
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:38  توسط ساسان  | 

تراکتور هم برد

شاهین بوشهر ۲ – تراکتورسازی ۴
تراکتورسازی تبریز در سومین بازی خود در لیگ نهم توانست تیم شاهین بوشهر را در حضور تماشاگران بوشهری با نتیجه پر گل ۴-۲ مغلوب کند و اولین سه امتیاز لیگ برتری خود را دشت کند گلهای تراکتور توسط محبی(۲ گل)، محمد نصرتی، مهرداد پولادی به ثمر رسید. تراکتور سازی در این دیدار و در گرمای طاقت فرسای بوشهر بازی را خوب اغاز کرد و در همان نیمه اول نشان داد که برای کسب سه امتیاز کامل به میدان امده است. در نیمه اول تراکتور سازان حرکت از عمق دفاع حریف را بارها امتحان کردند که حاصل ان دو فرصت خوب گلزنی بود که از دست رفت. اما تیم با پنالتی امیر محبی در نیمه اول به تک گل تساوی بخش دست یافت. هر دو گل نیمه اول تیمها از روی نقطه پنالتی زده شد. اما با شروع نیمه دوم تراکتور توانست با گل محمد نصرتی کاپیتان تیم از شاهینی ها جلو بیافتد. چند دقیقه بعد از آن نیز ضربه مهرداد پولادی به دروازه بان شاهین برخورد کرد و بر اثر اشتباه دروازه بان بوشهر، تراکتور اختلاف را به دو گل افزایش داد. در این لحظات تماشاگران بوشهری با وجود ادامه بازی ورزشگاه را ترک کردند و تیم خود را تنها گذاشتند.تراکتورسازان  با تجمع در محوطه جریمه خودی و دل بستن به ضد حملات منتظر سوت پایانی بازی بودند اما گل دوم شاهین تراکتور را به تکاپو انداخت تا با جدی گرفتن بازی و در یک ضد حمله توسط محبی گل چهارم بازی را به ثمر برساند. در این بازی استفاده خوب بازیکنان تراکتور سازی از ضربات ایستگاهی  سه بار این تیم را به گل رساند قدرت تراکتور را به رخ همگان کشید و خود را تیمی مدعی معرفی کرد.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:20  توسط ساسان  | 

 

پاس همدان 1 - 2 پرسپوليس
محمد پروين (75)
هادي نوروزي (89)


به گزارش خبرنگار مهر، در آغاز سومين هفته از رقابتهاي فوتبال نهمين دوره ليگ برتر از ساعت 17 روز پنجشنبه تيم هاي پاس همدان و پرسپوليس در ورزشگاه 15 هزار نفري شهيد مفتح همدان به مصاف هم رفتند که در پايان تيم فوتبال پرسپوليس موفق شد با نتيجه 2 بر 1 ميزبان خود را شکست دهد.


در حالي که نيمه اول اين بازي با تساوي بدون گل به پايان رسيده بود، در شروع نيمه دوم تيم فوتبال پاس توسط هادي اصغري(دقيقه 50) به گل برتري دست يافت تا بازي رنگ و بوي تازه اي به خود بگيرد. پس از اين گل زلاتکو کرانچار با ايجاد تغييراتي در تيمش و به ميدان فرستادن محمد پروين و الميترا (برزيلي) جان تازه اي به خط حمله تيمش داد و توانست اين شکست را جبران کند.


ابتدا محمد پروين در دقيقه 75 روي ضربه ايستگاهي و به زيبايي دروازه پاس همدان را گشود تا بازي به تساوي کشيده شود. در دقيقه 89 نيز هادي نوروزي دومين گل سرخپوشان را به ثمر رساند تا پرسپوليس به نخستين پيروزي خود در ليگ نهم دست پيدا کند. پرسپوليس هفته اول برابر مس کرمان و هفته دوم برابر استقلال اهواز به تساوي دست پيدا کرده بود.


کرانچار به کدام سؤال انصاري فرد جواب مي دهد؟!

چه زود حرفت را له کردي مرد!
ببخشيد دوست من! مي دانم که شما ناراحت هستيد و من به شما هم حق مي دهم، من داشتم بازي استيل آذين را مي ديدم و متأسفانه ديدم که علي کريمي يک گل زد و سه پاس گل داد... آقاي مدير! او چرا از پرسپوليس رفت؟!
هنوز فراموش نکرده ايم که عباس انصاري فرد در فاصله کمتر از 72 ساعت تا سوت آغاز ليگ برتر گفت: تمامي مسؤوليت اين تيم با من است!

به نوشته قدس؛ اويي که به تنهايي تمامي امور اين تيم را روي شانه هاي خود انداخت و پرسپوليس را آن گونه آرايش و پيرايش کرد که مي پسنديد، بايد هم وعده پذيرفتن تمامي مسؤوليتهاي تيم خود را به منتقدانش مي داد. اما چنين وعده اي انگار خيلي زود به فراموشي سپرده شد.

بايد بدون مقدمه به سراغ تصميم جديد مديرعامل باشگاه برويم. عباس انصاري فرد پس از دومين تساوي پياپي تيمش در دومين هفته ليگ برتر، مدعي شده که به زودي زلاتکو کرانچار را براي شنيدن هشدار مديريت به باشگاه دعوت خواهد کرد.

کرانچار بايد به اتاق مديريت بيايد، مقابل مديري بنشيند که او را در فاصله کمتر از دو هفته مانده به آغاز ليگ به تهران آورده و به او در مورد چرايي اينکه پرسپوليس هنوز اولين پيروزي را دشت نکرده، پاسخ دهد.

کرانچار بايد چه جوابي را براي مديرعامل آماده کند؟! مردي که هنوز آن قدر زمان نداشته تا بازيکنان خود را پست به پست، چهره به چهره و اسم به اسم بشناسد، بايد در مورد کدام نارسايي خود جواب پس دهد؟!

کرانچار قرار است چه پاسخي را براي مديري آماده کند که براساس شنيده هايش، صاحب يک توليدي پوشاک بازيکنان را انتخاب مي کرد و بر پايه نقل قولهاي چند عضو کميته فني، با آنها قرارداد مي بست؟!

کرانچار چگونه مي خواهد پاسخگوي مديري باشد که ميثم بائو را به پرسپوليس آورد، در حالي که همگان مي دانستند عمر اين بازيکن براي تيمهاي بزرگ به پايان رسيده است؟! کرانچار چه جوابي به خواسته هاي مدير عاملي خواهد داشت که تيمش را بدون جاي خالي و با چندين ايراد واضح بست؟!

سرمربي پرسپوليس را در اتاق مديريت تصور مي کنيم. او شايد لابلاي توضيحات آقاي مديرعامل بپرد و اين گونه بگويد: ببخشيد دوست من! مي دانم که شما ناراحت هستيد و من به شما هم حق مي دهم، من داشتم بازي استيل آذين را مي ديدم و متأسفانه ديدم که علي کريمي يک گل زد و سه پاس گل داد... آقاي مدير! او چرا از پرسپوليس رفت؟!

و ما مي خواهيم بدانيم آيا مدير باشگاه پرسپوليس آن قدر جسارت دارد که به مربي خود شفاف و بدون دستکاري حقيقت را بگويد: من نمي توانم ستاره ها را در تيمم تحمل کنم؟!

کرانچار را در اتاق مديرعامل تصور مي کنيم، در حالي که بايد بازخواست شود. ناگهان مدير از افت بدني بازيکنان سؤال مي کند که چرا بايد از دقيقه 60 به بعد، زانوي بازيکن بلرزد؟

کرانچار احتمالاً شاخ دو سر روي سرش سبز مي شود. او حتماً از زبان دستيارانش شنيده که پرسپوليس يک ماه ديرتر از تمام تيمهاي ليگ استارت زده و مربي بدنسازش هم فقط چند روز قبل از سرمربي سر تيم حاضر شده است!

آيا کرانچار بايد در مورد ضعفهاي خط دفاعي توضيح دهد؟ در مورد اشتباهات کودکانه شيث رضايي؟! اين مگر همان مرد دلخواه عباس انصاري فرد نيست؟ مگر تمامي اين تيم با نظر مستقيم همين مدير عامل بسته نشد؟ عباس انصاري فرد خيلي زود کم آورد و حرف خودش را زير پا گذاشت. رفتاري که البته مي توانستيم پيش بيني کنيم.

***
پرسپوليس هنوز در ابتداي راه است و عباس انصاري فرد از همين حالا دست و پايش را گم کرده است! مي توان دليل چنين اتفاقي را حدس زد. او خوب مي داند اين تيم را چگونه بسته و مي داند تيمي که هافبک خلاق و هجومي اش ميثم بائو يا علي عسگر باشد، به کجا مي رسد!
به نقل از تابناک...

طنز
 
از کجا می فهمید که کدام بازیکن ازکدام تیم است؟ 
 
فرض کنید شما تماشاگر تلویزیونی یکی از بازیهای جام جهانی هستید.... 
و فرض کنید تیم، پیراهن ملی اش را نپوشیده و یا شما پیراهن ملی تیم ها را نمی شناسید.... 
و فرض کنید روی صفحه تلویزیون ننوشته است که کدام تیم با کدام تیم بازی می کند.... 
و فرض کنید صدای تلویزیون خراب است یا بازی به زبان چین باستان گزارش می شود... 
با این فرضیات شما با دیدن چند دقیقه از بازی چگونه می توانید تشخیص دهید که تیمی که بازی می کند، متعلق به کدام کشور است؟ 

 

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 22:55  توسط ساسان  | 

شعار علیه کریمی

بازی که تمام شد و بازیکنان دوش گرفتند، علی کریمی گوشه‌ای نشسته بود و اصلا حوصله نداشت وارد جمع شود. او واقعا از دست خودش عصبانی بود و از کارش شرمنده بود. کریمی در اتوبوس به یکی از دوستان نزدیکش می‌گفت: «کار بدی کردم، کاش این کار را نمی کردم. اصلا دست خودم نبود، ‌کاش این کار نمی‌کردم.» جادوگر از کارش پشیمان است هر چند اعتقاد دارد به خاطر پول جدا نشده است. فوتبال همین است، یک روز همه دوستت دارند و یک روز هم شاید درباره تو اشتباه کنند.
علی کریمی بازیکن محبوبی است، او با دریبل‌هایش جادو می‌کند و برای همین خیلی‌ها عاشق او هستند. کریمی تا همین 2هفته پیش محبوب پرسپولیسی‌ها بود، قرمزپوشان پایتخت از ته قلب برای جادوگر فریاد می‌کشیدند و او را می‌پرستیدند اما همه چیز با دخالت دو عضو هیات‌مدیره و البته حسین هدایتی به هم ریخت. كريمي در پرسپولیس ماندگار نشد تا راهی استیل‌آذین شود. آنگونه هم جلوه داده شد كه طرفین به خاطر مسائل مالی با هم كنار نیامدند.

جادو ادامه دارد

علی کریمی در لیگ‌برتر به میدان رفت، در همان اولین بازی یک گل زد و البته پاس گل داد تا چهره اول میدان باشد. نکته مهم این است که کریمی اما راضی نیست، انگار یک چیز کم دارد، دیگر آن محبوبیت گذشته همراهش نیست مضاف بر اینکه دیگر در تیم ملی هم بازی نمی‌کند. جادوها ادامه دارد اما کسی اسیر این جادو نمی شود.

پول، پول، پولکی

همدان اولین میدانی بود که کریمی بدون پرسپولیس و البته با پیراهن قرمز به میدان آمد ولی استقبال گرمی از او نشد. کریمی و پرسپولیس هرجا بودند ورزشگاه مالامال از جمعیت بود اما روزگار جدید با استیل‌آذین تفاوت‌های فراوانی دارد. اندک هوادارانی که به ورزشگاه آمده بودند انگار پرسپولیسی بودند و از همان اول بازی به کریمی بند کردند. کریمی اینبار تشویق نمی‌شد بلکه علیه خودش شعار می‌شنید و البته سمت و سوی اصلی شعارها هم جالب بود: «کریمی پولکی، کریمی پولکی»

گل زد و واکنش نشان داد

دقیقه 84 بود که کریمی پاس در عمق داد و شاپورزاده را با سوشا تک به تک کرد و البته چند ثانیه بعد داور اعلام پنالتی کرد، کریمی پشت توپ ایستاد و مثل هیمشه «گل»... اما اینبار کسی برایش نایستاد و هیچ‌کس هم تشویقش نکرد، او هم به سمت هواداران معترض رفت و دستش را پشت گوشش گذاشت به این معنی که «صدایتان را نمی‌شنوم» جمعیت هم برایش ادا در می‌آوردند اما کریمی تا آخر خط همانطور دستش را پشت گوشش انداخت تا نشان دهد که ارزش او بیشتر از این حرف‌هاست.

 به نقل از آرین اسپورت...


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 1:29  توسط ساسان  | 

پایان هفته اول

ديدار تيم‌هاي صباي قم و تراكتورسازي تبريز با نتيجه 2 بر يك به سود صباي قم به پايان رسيد.


به گزارش خبرگزاري فارس، تيم‌هاي فوتبال صباي قم و تراكتورسازي تبريز در هفته نخست نهمين دوره ليگ برتر از ساعت 19 و 30 دقيقه در ورزشگاه يادگار امام قم به مصاف يكديگر رفتند كه در نهايت اين ديدار با نتيجه 2 بر يك به سود صباي قم به پايان رسيد.
گل‌هاي صبا را در اين ديدار محمد نوري در دقيقه 34 و اميرحسين فشنگچي در دقيقه 65 به ثمر رساندند و تك گل تراكتورسازي را محمد ابراهيمي در دقيقه 88 به ثمر رساند.
قضاوت اين ديدار بر عهده احمد صالحي بود. وي به داود حقي و عليرضا لطيفي از صباي قم و محمد نصرتي و محمد باقر زعفراني از تراكتورسازي كارت زرد نشان داد.

نکته جالب این بازی این بود که با وجود اینکه بازی در قم برگزار میشد تعداد تماشاگران تراکتور  ۳۰۰۰ نفر بود در حالی که هواداران تیم میزبان کمتر از پانصد نفر بودند.

همچنین کارت بازی بهتریم بازیکن تراکتور یعنی لئوناردو پیمنتا نرسید تا تراکتور بدون پیمنتا و چند بازیکن جدید خود به میدان برود.

چند خبر جدید:

۱-كرانچار: نمي‌دانم چرا در فوتبال ايران همه دنبال قول گرفتن هستند.سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: نمي‌دانم چرا در فوتبال ايران همه دنبال قول گرفتن هستند و مي‌خواهند از من وعده قهرماني و موفقيت بگيرند.
 
۲-سريال پنالتي نگرفتن براي من ادامه دارد
قلعه‌نويي: آخر ليگ ببينيد جام در دست چه تيمي است .سرمربي تيم فوتبال سپاهان اصفهان گفت: درست است كه بازي را به استقلال واگذار كرديم اما آخر ليگ ببينيد جام در دست چه تيمي خواهد بود.
 
۳-پس از درگيري با تماشاگران اهوازي
نظري: من عزيزي را از تماشاگران جدا نكردم .ناظر داوري ديدار استقلال‌اهواز و ابومسلم گفت: ديدم عزيزي با هواداران اهوازي درگير شده است اما من آنها را جدا نكردم.(این خداداد هم آدم بشو نیست.)
 
۴-ساكت:ناديده گرفتن پنالتي سپاهان نكته تاريك بازي با استقلال بودمدير عامل باشگاه سپاهان گفت نقطه تاريك ديدار تيم‌هاي استقلال و سپاهان خطاي هند مدافع استقلال در محوطه جريمه بود كه داور و كمك داور از كنار آن گذشتند.
 
۵-ديدار دوستانه تيم‌هاي فوتبال ايران و بوسني چهارشنبه شب برگزار خواهد شد.(من نمیدونم حالا واسه چی دارن تدارکاتی بازی میکنن.)
 
۶-مدير اجرايي باشگاه تراکتورسازي تبريز گفت: اولين ديدار خانگي تيم فوتبال اين باشگاه از هفته دوم رقابتهاي ليگ برتر، در ورزشگاه اختصاصي برگزار خواهد شد.

علي غفوري روز شنبه اظهارداشت: در بازررسي که بازرسان سازمان برگزاري ليگ از ورزشگاه اختصاصي تراکتورسازي انجام دادند، نبود نورافکن، رختکن مناسب و اتاق مصاحبه مناسب را ايراد گرفتند و ما سعي خواهيم کرد تا روز شنبه هفته آينده، انها را برطرف نماييم.

۷-دروازه‌بان اول تيم فوتبال پرسپوليس گفت: دنبال بهانه‌جويي نيستم اما نور ضعيف ورزشگاه شهيد باهنر كرمان يكي از دلايل مهمي بود كه باعث شد 3 گل بخورم.

ميثاق معمارزاده گفت: بازي سنگيني برابر مس كرمان انجام داديم. با اين حال بايد قبول كنيم كه شرايط استاديوم‌هاي فوتبال ايران دچار كم‌نوري و مشكل است. اين موضوع در كرمان مرا آزار داد. فكر مي‌كنم عباس محمدي؛ دروازه‌بان مس با توجه به اشتباهاتي كه انجام داد با حرف من موافق باشد كه نور ورزشگاه شهيد باهنر كرمان واقعا ضعيف بود.(میثاق جان به نظرت بهانه نمیاری؟؟؟؟؟)

۸-هادی نوروزی مهاجم گلزن تیم فوتبال پرسپولیس توسط افشین قطبی به اردوی تیم ملی فوتبال دعوت شد . هادی نوروزی مهاجم جوان سرخپوشان بعد از درخشش در بازی با مس کرمان از سوی افشین قطبی به تمرینات تیم ملی دعوت شد.
این مهاجم فرصت طلب که بیشتر بازی های فصل گذشته تیمش را از روی نیمکت دنبال کرده بود در غیاب ارفی و خلیلی مهاجمان سرشناس پرسپولیس با نظر زلاتکو کرانچار در ترکیب ثابت اولین دیدار لیگ برتری سرخپوشان به میدان رفت وبا زدن دوگل حساس و زیبا پاسخ اعتماد سرمربی تیمش را داد و همچنین نظر افشین قطبی را به خود جلب کرد تا از سوی او به تیم ملی دعوت شود.
پیش از این میثاق معمارزاده، مجتبی زارع، علیرضا محمد از تیم فوتبال پرسپولیس به تمرینات تیم ملی دعوت شده بودند.(ماشاالله هادی)

۹-اجراي منشور اخلاقي صحيح نيست
شفق: ‌باخت تراكتورسازي‌ را به سازمان ليگ تبريك مي‌گويم
مديرعامل باشگاه تراكتور‌سازي تبريز علت اصلي باخت اين را مقابل صباي قم حاشيه‌سازي سازمان ليگ اعلام كرد و گفت: برخي از بازيكنان ما تا ساعت سه بامداد روز قبل از بازي نمي‌دانستند كه‌ بازي مي‌كنند يا نه. (وای بر این سازمان لیگ)



 

 
 
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 22:6  توسط ساسان  |